..من کوچولو..
|
131 ¤
من ديدم
پهلواني در سايه...بادبادک بازي ميکرد... ديوار از درد به خود ميلرزيد... آمبولانس ها از جيغ تو بيهوش ميشدند من ديدم...دخترک در جوي آب راه ميرفت... پرنده بالهايش را ميچيد مار بدور درخت سيب ميپيچيد سيب قرمز ميشد...مار رنگ ميباخت بکش مرا ... بکش ما را ¤
بکش مرا بکش مارا اندیشه ام را افکارم را عقایدم را نمیتوانی بکشی با افکارم....تورا خواهم کشت....زورگو
130 ¤
سبز سبزم موج موجم گرم گرمم شور شورم مست مستم تغییر میکنیم...اصلاح میشویم...ما میتوانیم درود بر سبز اندیشان و سبز منشان ایران
129 ¤
من گمم خیلی.... آنقدر گم ٫ که تو هم نتوانست پیدایم کند
128 ¤
به خیالت دیگرون شدن عزیز دل ما؟ 127 ¤
تمامم را به تو بخشیدم.... سطر آخرت نا تمام ماند!!!! 126 ¤
دیشب خیالت مخم را گاز میگرفت..... چشم هایم جیغ میزدند!!!! 125 ¤
دلم آنقدر ميخواهد... که بسش است...نميخواهد 124 ¤
امروز هم مثل ديروز گذشت....نيومدي
فردا مياي نه؟!
* اون دنيا که ميگن کجاس؟! 123 ¤
دلم تنگ آنهاییست که هرگز دلتنگم نمیشوند 122 ¤
چشمانت مثل چراغ راهنما میماند.... برق که میزند...یعنی ایست 121 ¤
نگشتم... خودش آمد... نخواستم...خودش رفت.... نمیخواهم...باز میگردد.... نمیخواهم...می رود... میخواهم...نمی ماند... :) جبر بود یا اختیار زندگیم؟ نمیدانم!!!! 120 ¤
پشیمانم.... از تو.... از من٫پشیمان تر دیگر برو...خیالت هم باشد برای خودت.... 119 ¤
آخرش.... آخر ِ آخر رفتی.... آخرش با همه عالم رفتی... آخرش ماندم٫ تنها٫اینجا.... آخرش من آخرش تو آخرش............... ما!!! 118 ¤
چه فکر میکنی؟!
تنهایم؟! نه..منم همیشه با من است....!! 117 ¤
خوب بودم...تو بدم کردی... لبخند به من میفروشید؟ !آااااااااااای 116 ¤
خدا عنايتي کرده است ميدانم که خنده هاي تو قندهاي شيرين است عیدی ¤ هستم... روی دیوار ٫ خانه را میتکانم!!
**سال نو همگی قشنگ...عیدتون رنگارنگ... تو هم بیا من کوچولوی من باش کودک مشنگ. 115 ¤ چاي من گرم بود... بخار داشت مثل درياهاي مه آلودِ قهوه اي! نيامدي...چاي هم سرد شد...دلم سرد تر... سردتر از آن...هواي خيابان!!!! ¤ آهاااااااااااااااااي.... تو که اينهمه دوري از من...منم خودم ميگذرم از فکر تو 114 ¤
کاکتوس من باش کاکتوس من باش کاکتوس من باش تمام دنیایم را فدایت میکنم پ.ن: کجايي...خارهايم دارند پژمرده ميشوند ها 113 ¤
بعضی وقتا دلم میخواد داد بزنم و از ته دل بگم پیشـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــی بیا من رو بخور.... ولی بعد یادم میاد....پیشی که گوشت کلاغ دوست نداره. 112 ¤
تو مثل يک توپ ميموني 111 ¤
رهایم کنید
رهایم کنید رهایم کنید
110 ¤
نه اینکه فکر کنی دوستت ندارم خیال کردی میرم تنهات میذارم؟ ضمیمه: هه 109 ¤
من خسته است خسته تر از من ... پاهایش!!!ا 108 ¤
چقدر گفتم رهایم کن... عاقبت دنیا رهایت کرد!!! 107 ¤
نه من با تو ما ميشوم..نه تو با من ما 106 ¤
اه... برش دار دیگر... دستت ٫ اضافیست بر سرم!!!!!
105 ¤
شب بود... ماه بود... ستاره بود... خدا...خدا هم بود.... خیالم مدام تو را با خودش می آورد!!!
104 ¤
زندگی تلخ بود...مثل نوشیدن یک قهوه و تو...شیرین ترین شیرینی خداوند بودی برای من
|
توضیحات |