..من کوچولو..
|
29 ¤
شاید در مقام مهربانیت مهربان من... بیش از حدٌ نامهربانی میکنی!!!! 28 ¤
هوا سرد است و تنم به یمن حضورت گرم..... فکرهایم تمامآ ناتمام است .. ! تمام ناتمام هایم علامت سوالیست !! که جوابش را فقط خدا میداند! 27 ¤
دست بردار از من.... از منی که خود نیز....آویزانم در این رویای متروک... چنگ میزنم به ناکجا آباد...شاید پلی باشد رو به رویایی ناب... که جز کرم های بند بند...در آن کبوترها پرواز کنند. 26 ¤
خوابم می آید و تو هنوز هم در پی قایم شدنی!!! سُک سُک...میروم بخوابم... جایی نرو... بالاخره پیدایت میکنم !!! 25 ¤
برف غلیظ میبارید و باد به سنگینی میوزید و من به سنگینی باد در برف های انبوه غرق شدم!!!!!! 24 ¤
آه.... تو راست میگفتی.... قند در دل من اب میکنند و آهن در دل تو داغ!!!!
|
توضیحات |