..من کوچولو..
|
50 ¤
خدایا.... من با تو قهر بودم... تو چرا با من قهر کردی؟ یعنی تو هم مثل من بچه ای؟! 49 ¤
دخترم.... چشمای عروسکت کوش؟ ¤ کلاغه کور بود..دادم به اون!
48 ¤
خیالت راحت.... تو را سیاه نمیکنم... ولی خودم را...تا دلت بخواهد !!!! 47 ¤
یکی بهم گفت: سعی کن هروقت ناراحتی آروم باشی ! من الان اینقدر آرومم... که احساس میکنم اصلا وجود ندارم! 46 ¤
روزهای کودکیم...غصه نخورید!!!! 45 ¤
نه...من ابله نیستم... این حماقت بیمارگونه ی توست که مرا ابله میبیند. 44 ¤
دل من با دل تو... نقش رنگین کمان میزند و میبیند... دل من بی دل تو...م ی م ی ر د ! ! ! 43 ¤
شب است... و ماه اینجاست... و ستاره آن طرف تر.... و تو در راستای تمام اینان !!! 42 ¤
نمیدونم ! اگه توی رویاهام بوست کنم...بازم میرم جهنم؟! 41 ¤
چرا؟ چرا نامهربانی میکنی؟ به چه جرمی؟ من که سر تا پا برایت شعر میگویم.... 40 ¤
پُرم از خالی... 39 ¤
مرا از آسمان پرت کردند! قبول. تو چرا مرا از روی هوا قاپیدی؟! 38 ¤
تو که سوهان روحم شدی چرا هی میخراشونیش؟! خوب یکم صیقلش بده!!!! 37 ¤
چه دل راه راهی داری٫که هزار راه میرود!! 36 ¤
آه.. حالم را پرسیده بودی؟ من خوبم...خیلی خوب. آنقدر خوبم...که ابرهای زمستان برایم خون میگریند!!! 35 ¤
گفتی: نترس ! اگر ببوسمت...من به جهنم میروم و تو به بهشت. پس چرا جهنم به سرای کوچکم هجوم آورد؟ 34 ¤
سردم سرد سرد. میدانم...پیدایت کردند...بس است قایم موشک بازی! 33 ¤
احساساتم خوابیده اند شیطان ها.... فکر میکنم به یک پارچ آب یخ احتیاج دارم!!! 32 ¤
دست بردار از من وبگذار بر روی دست دیگرت! شاید کاری برآید از دستت! 31 ¤
کاش بجای اینهمه یوبوست فکری و اسهال گفتاری.... کمی اسهال فکری میگرفتی و یوبوست گفتاری! 30 ¤
مسافر کوچولو!!! خسته ای میدونم...ولی حتی از اینجا هم نمیشه دنیا رو قشنگ دید... لباس هات رو تنت کن.. باید بریم یه جای دور...اونجایی که حتی زمین قد یه مورچه هم دیده نشه!!!
|
توضیحات |