تبليغاتX
..من کوچولو..

..من کوچولو..
اینجا من ٍ من مینویسد...نه من


106 ¤

اه...

برش دار دیگر...

دستت ٫ اضافیست بر سرم!!!!!

 

 نوشته شده در چهارشنبه 25 دی1387 توسط خودم |
 

105 ¤

شب بود...

ماه بود...

ستاره بود...

خدا...خدا هم بود....

خیالم مدام تو را با خودش می آورد!!!

 

 نوشته شده در چهارشنبه 25 دی1387 توسط خودم |
 

104 ¤

زندگی تلخ بود...مثل نوشیدن یک قهوه

و تو...شیرین ترین شیرینی خداوند بودی برای من

 نوشته شده در یکشنبه 22 دی1387 توسط خودم |
 

103 ¤

در همین هوای ۳- درجه بود...

که نبض منجمد روحم...دوباره به تپش افتاد!!

 نوشته شده در جمعه 20 دی1387 توسط خودم |
 

102 ¤

به من نزدیک نشو...
همین فاصله است که مرا برایت من کرده!

 

 نوشته شده در یکشنبه 8 دی1387 توسط خودم |