تبليغاتX
..من کوچولو..

..من کوچولو..
اینجا من ٍ من مینویسد...نه من


125 ¤

 

دلم آنقدر ميخواهد...

که بسش است...نميخواهد

 نوشته شده در دوشنبه 28 اردیبهشت1388 توسط خودم |
 

124 ¤

امروز هم مثل ديروز گذشت....نيومدي

 

فردا مياي نه؟!

 

* اون دنيا که ميگن کجاس؟!

 نوشته شده در دوشنبه 28 اردیبهشت1388 توسط خودم |
 

123 ¤

 

دلم تنگ آنهاییست

 که هرگز دلتنگم نمیشوند

 نوشته شده در جمعه 25 اردیبهشت1388 توسط خودم |
 

122 ¤

چشمانت مثل چراغ راهنما میماند....

برق که میزند...یعنی ایست

 نوشته شده در جمعه 18 اردیبهشت1388 توسط خودم |
 

121 ¤

نگشتم... خودش آمد...

نخواستم...خودش رفت....

نمیخواهم...باز میگردد....

نمیخواهم...می رود...

میخواهم...نمی ماند...

:) جبر بود یا اختیار زندگیم؟ نمیدانم!!!!

 نوشته شده در یکشنبه 6 اردیبهشت1388 توسط خودم |
 

120 ¤

پشیمانم....

از تو....

از من٫پشیمان تر

دیگر برو...خیالت هم باشد برای خودت....

 نوشته شده در شنبه 5 اردیبهشت1388 توسط خودم |
 

119 ¤

آخرش....

آخر ِ آخر رفتی....

آخرش با همه عالم رفتی...

آخرش ماندم٫  تنها٫اینجا....

آخرش من

آخرش تو

آخرش...............

ما!!!

 نوشته شده در جمعه 4 اردیبهشت1388 توسط خودم |
 

118 ¤

 

چه فکر میکنی؟!

 

تنهایم؟!

نه..منم همیشه با من است....!!

 نوشته شده در چهارشنبه 2 اردیبهشت1388 توسط خودم |