..من کوچولو..
|
115 ¤ چاي من گرم بود... بخار داشت مثل درياهاي مه آلودِ قهوه اي! نيامدي...چاي هم سرد شد...دلم سرد تر... سردتر از آن...هواي خيابان!!!! ¤ آهاااااااااااااااااي.... تو که اينهمه دوري از من...منم خودم ميگذرم از فکر تو
|
توضیحات |